مرتضى راوندى
268
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
زيرزمين مخفى مىشوند و دشمن هم چند روزى آنها را محاصره مىنمايد و مىرود ، و اهالى تهران از زيرزمين بيرون مىآيند و بناى فساد و قتلوغارت و راهزنى را مىگذراند ، و بيشتر اوقات به سلاطين ياغى هستند و هيچ چارهاى براى راه يافتن با آنها نيست مگر مدارا . تهران داراى دوازده محله است و هر محله با محلهء ديگرى مشغول دشمنى و زدوخورد است ( به قول ياقوت ، اهل يك محله به محل ديگر داخل نمىشوند . ) و هر وقت بناى اطاعت به سلطان را مىگذارند ، مأمور اخذ ماليات مىرود و ريشسفيدهاى آنها را جمع مىكند و طلب خراج مىكند و آنها هم قبول مىكنند . ولى آنوقت يكى از اهالى يك خروس مىآورد و مىگويد : اين يك دينار است و ديگرى كاسهاى مىآورد و آن را بجاى يك دينار مىدهد ؛ و الا ديگر فايدهاى از آنها نيست . . . مدام منتظر اين هستند كه بهانهاى براى ياغيگرى بدست آورند و حاكم هم همينقدر دلش خوش است كه آنها مىگويند ما مطيع هستيم و خراجى مىدهند و كشت و كار با گاو نمىكنند ؛ چون مىترسند در موقع ياغيگرى از آنها گاوها را بگيرند . و همه كار زراعت را با بيل مىكنند و گله و چهارپايان ندارند ؛ چون دشمنان زياد دارند و مىترسند كه از دستشان بگيرند . تهران ميوههاى اعلا زياد دارد و مخصوصا انارش در هيچ شهرى نظير ندارد . » « در تاريخ طبرستان ، مطلب ارزندهاى راجع به تهران نيست ؛ همينقدر مىرساند كه تهران و دولاب در آغاز قرن هفتم ، نامونشانى داشته است . حمد اللّه مستوفى نيز در نزهة القلوب ، كه در اواسط قرن هشتم نوشته شده است ، از تهران به نام « تيران » نام مىبرد و آن را شهر نسبتا مهمى مىخواند ، و آبوهواى آن را بر رى ترجيح مىدهد . كلاويخو ، سفير اسپانيا در دربار تيمور ، نيز از تهران سخن مىگويد و مىنويسد كه تهران شهر بزرگى است ولى قلعه و بارو ندارد . دلگشا و خرم و پرنعمت است ؛ و از قول مردم محل مىنويسد كه در تهران تب زياد است . » « 1 » راجع به مختصات اجتماعى و اقتصادى تهران در قرون اخير ، مخصوصا در دورهء قاجاريه ، در صفحات بعد ، سخن خواهيم گفت . بايد يادآور شويم كه در جوار تهران ، شهر قديمى رى قرار داشت كه دربارهء ارزش اقتصادى و سياسى و فرهنگى آن ، در منابع تاريخى ، مطالبى آمده است . بازارهاى رى : رى در دوران بعد از اسلام ، داراى بازارهاى آباد و وسيع بود ، چنان كه مقدسى در احسن التقاسيم گفته : « الرى . . . فسيح الاسواق » [ ص 390 ] . . . بازارها جملگى در بخش سوم شهر يعنى ربض قرار داشت ؛ و شهرستان و كهندژ را بازارى نبود . . . بازارها را گويا بيشتر مكشوف و بدون سقف مىساختند و بموجب تصريح منابع ، پارهاى از اين بازارها مشجر و برخى ديگر را شارعى عريض بوده است . « 2 » سيستان : در مراجع قديم عرب ، سيستان را سجستان ناميدهاند كه از كلمهء فارسى سگستان مأخوذ است . نام جلگهاى است در اطراف درياچهء « زره » سيستان . سيستان كه به فارسى نيمروز هم خوانده شده ، از رودخانههاى متعدد ، از جمله هيرمند مشروب مىشده . اصطخرى گويد : « سيستان سرزمينى خرم است پر از خوردنيها ؛ و انگور و خرما و انقوزه به مقدار زياد از آنجا
--> ( 1 ) . مجلهء كاوه . دورهء جديد ، شمارهء 2 ( به اختصار ) . ( 2 ) . ر ك : حسين كريمان ، رى باستان . ج 1 ، ص 214 ( به اختصار ) .